عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1031

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

دولت براى اين جزئى [ وجه ] مستأصل شده . شاه محض التفات دربارهء ميرزا حسين خان مؤتمن الملك پسر صدر اعظم گفت بايد مأمور سفارت آلمان بشود . در اين روزها كه فخر الملك از عراق مراجعت كرد ، حكومت عراق را به ساعد الدوله تنكابنى « 1 » دادند . در روز دوشنبه بيستم ، سه ساعت به غروب مانده در مدرسهء نظامى ، بنابر معهود ، مردم ازدحام كردند . علما و سايرين حاضر شدند . در ابتدا يك نفر فرياد زد كه علما مىگويند بدگويى به كسى نكنيد . مطالب خود را بخواهيد و نيز نزديك غروب ، آقا سيد حسين مدير الاسلام فرياد كرد كه شاه انتخابنامه را صحه كرد . عن قريب از بالا مىآورند . نزديك غروب مستشار الملك و مشير ديوان انتخابنامه را آوردند و به دست علما دادند . آقا شيخ مهدى سلطان المتكلمين ايستاد . دعا به علما و شاه نمود خطبه مختصرى خواند . مردم آمين گفتند . بعد گفت انتخابنامه را شاه صحه كرده و دستخط مختصرى بر صدر انتخابنامه نوشته بود : جناب اشرف صدر اعظم اين انتخابنامه صحيح است 20 شهر رجب 1324 آن‌وقت صحّه را نشان مردم داد . مردم گفتند انتخابنامه را قرائت نماييد . شيخ مهدى از ابتدا تا انتها در ميان جماعت خواند . شامل بيست و چهار فصل بود . يك فصل كه انتخاب رئيس با خود اجزاى مجلس است در آن بود . مردم كمال خشنودى را داشتند . و زنده باد شاهنشاه و زنده باد ملت گفتند و مردم متفرق شدند . ليكن باز مختصرى در سفارت شب را بودند و در آن‌جا اين چند شب را مجلس شور داشتند . در مجلس شورى گفتند تا روز دوشنبهء آتيه قدرى علما رفع خستگى خواهند كرد و به آسودگى مشغول ترتيب اين مجلس خواهند بود و مردم هم وكلاى خود را انتخاب كرده در دوشنبه به مجلس بياورند . شب بيست و يكم رجب ، مردم در سفارت بودند ، يعنى از هر طبقه و صنف دو نفر نماينده . و مىگويند آن چهار نفر را شاه طرد كند . زيرا كه آنها نمىگذارند مجلس اجرا شود و سخت ايستادگى براى نفى آنها دارند . مىگويند سبب اين‌كه انتخابنامه را شاه

--> ( 1 ) . متن : تنكابانى - ساعد الدوله برادر سپهدار تنكابنى بود .